خیلی وقت بود دیگه به وبلاگم هم سر نمیزدم اما چند روز پیش که بازش کردم دوباره خیلی دلم خواست بیام و توش بنویسم و یه سری حرفهایی که خیلی وقت بود نزده بودم رو اینجا بگم.
گاهی دقت کردید یک سری آدمها تو زندگیتون هستن و باهاشون در ارتباطی اما همیشه یه چیزی در ارتباط با اون آدمها اشتباهه و خودت هم اینو همیشه حس میکنی اما رابطتت باهاشون ادامه پیدا میکنه و همونطور که همیشه درون خودت انتظار داشتی این رابطه ها بالاخره به هم میخورن.
من اکثرا در مورد آدمها به دو حالت رفتار میکردم یا برام اون آدمها مهم بودن و حتی اگه باهاشون مشکل داشتم، باهاشون دعوا کردم بحث کردم جوابشونو دادم و تو شرایط خوب هم که هرطوری تونستم براشون بودم و باهاشون خوب بودم و برای در ارتباط بودن باهاشون تلاش کردم، حالت دوم اون دسته آدمهایی بودن که برام مهم نبودن. در مقابل این آدمها حتی وقتی باهاشون به مشکل برخوردم هم رهاشون کردم و موضع سکوت رو اختیار کردم.
این به این خاطر نبوده که حق با من نبوده یا جوابی برای دادن نداشتم به این خاطر بوده که اصلا اون آدمها رو به حساب نمیاوردم که بخوام جوابی به هر حرف و کارشون بدم. اما فهمیدم که اینکاره خودم رو شاید فقط خودم درک کنم و چون ماها مطمئنا اجتماعی هستیم و زندگی اجتماعیمون خیلی مهمه، ممکنه دیگران درک نکنن و این موضع منو درک نکنن. واسه همین به این نتیجه رسیدم که باید با هر آدمی مثل خودش رفتار کنی و هم به خودش هم به اطرافیان بفهمونی که داستان از چه قراره، کاری که من نکردم و اجازه دادم هر کسی به خودش اجازه ی قضاوت در موردم رو بده، حتی بعضی ها با عقل ناقصشون نظریه صادر کنن و خودشون رو نخود هر آشی بکنن. (اسم نوشتمو از این خوشم اومد گذاشتم:دی ) و بدون اینکه اصلا بدونن قضیه چی بوده قضاوت کنن.
خلاصه اینجور آدمها مطمئنا تو زندگی هممون هستن، و مطمئن باشید که اگه در مورد کسی این طرز فکر رو حتی در پس ذهنتون هم دارید روزی از زندگی شما خارج میشن. همونطور که از زندگی من شدن و از این بابت خیلی راضیم.
sisibk Said:
on اوت 25, 2011 at 2:00 ب.ظ.
عزیزم اینجور افراد آرامش رو دوست ندارن و فقط دنبال جنجال میگردن یعنی تا میبینن جو آرومه چوبو ور میدارن میوفتن به جون کندوی زنبور.حالا ور نرو کی ور برو.دیگه نمیدونن ممکنه نیش یکی از همین زنبورا حسااااابی بسوزونتشون
)
اصلن به این مسائل اهمیت نده.
خیلی از این اسم خوشم اومد واقعن شایسته این افراده
elidiary6889 Said:
on اوت 25, 2011 at 2:40 ب.ظ.
آره واقعا همینطوره که شما میگی. واقعا بعضی ها رو میشه فقط گفت بچه ان از نظر سنی . اما بعضی ها هم از نظر سنی و هم عقلی همه مدله میشه گفت بچه ان. اصلا رشد شخصیتی نداشتن که بتونن یکم ورای ذهنیات خودشون قضاوت کنن و حرف بزنن دنیاشون در حد توهمات خودشونه.
مرسی سی سی جون بابت نظرت:* همیشه به من لطف داشتید شما:*
Sajjad Rad Said:
on اوت 25, 2011 at 2:52 ب.ظ.
اومدم بیام تو مربعت الی:دی
)
خیلی قشنگ گفتی
elidiary6889 Said:
on اوت 25, 2011 at 2:57 ب.ظ.
مرسی
) مربع خودتونه:دی
MiLaD Said:
on اوت 25, 2011 at 2:42 ب.ظ.
bebin soozesh ta che had boode hata bad az 7-8mah ham hanooz booye sookhtegi az hame azao javareheshoon boland misheo hardafe yechizio alam mikonan:D hala khoobe adadi naboodano inghadr sookhtan age adadi boodano in etefagha mioftad khodkoshiye daste jamee mikardan hatman:)))
elidiary6889 Said:
on اوت 25, 2011 at 3:01 ب.ظ.
اره واقعا:)) خودکشی دسته جمعی خیلی خوب بود:دی
MiLaD Said:
on اوت 25, 2011 at 3:16 ب.ظ.
آخ جون مربعمون دوتایی :دی
MiLaD Said:
on اوت 25, 2011 at 3:09 ب.ظ.
جان من حقارت و بدبختی رو ببین آخه تا چه حد آدم باید مفلوک باشه:
»
negin گفت:
مهمتر از احساسات آدم ! مهمتر از این که الان خوشحاله آدم یا غمگین ! به نظر من اینه که به چه قیمتی اونو بدست آوردی ! دلیل احساسات مهم نیست ! چون اخساس که منطق سرش نمیشه ! ولی قیمت بدست اومدنش مهمه ! خیلی مهم !
پاسخ
elidiary6889 گفت:
چیزی که بدست آوردم انقدر ارزشمند بود که هر چیزه دیگه ای در مقابلش بی ارزش بود. پس چیزی که قیمت داشت اون احساسی بود که باید تجربه اش میکردم و کسی که باید بدست میاوردم نه رابطه ها و آدمهای سطحی بقیه که از نظر من هیچ قیمتی نداشتن که بخوان مهم باشن»
برای اونهایی که سوزششون رو پایانی نیست و کوتوله هایی که چشم بسته از روی حقارت دنبال کوتوله تر از خودشون میفتن و جیغ جیغ میکنن خیلی لازم بود این حرفهات
elidiary6889 Said:
on اوت 25, 2011 at 3:19 ب.ظ.
دیگه بعد از مدتها این ته مونده ی افکار و توهماتشون بوده که باید میزدن. یکی نیست بگه اخه چی میدونی که اینطوری نظریه صادر میکنی
mahya Said:
on اوت 25, 2011 at 8:37 ب.ظ.
man too tartib dadan herfeee shodama khasti hastam
cheghadr to ba kamalati akhe madaaaaaaaaar:*
elidiary6889 Said:
on اوت 25, 2011 at 8:40 ب.ظ.
حتما روت حساب میکنم مامانی:* مرسی:*
MiLaD Said:
on اوت 26, 2011 at 7:58 ب.ظ.
و اینچنین چوب رو که برمیداری گربه دزد و دار و دسته اش پا به فرار میذارن